فقط برای امروز بهبودی ادامه دارد خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است ساده است، انجامش بده نخست، مهمترین کار آسان بگیر رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود زندگی کن و بگذار زندگی کنند فقط برای امروز این نیز بگذرد هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس میگیرم ما به خانه برگشتیم ما چیزی یافتهایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشتهاست ما باید جزئی از دیگران باشیم معحزه وجود دارد با رها کردن پیروز میشویم من هیچ حق انتخابی نداریم ما همیشه میدانستیم، ولی ... تنها راه حل این است باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من راه حل نصفه و نیمه برای ما بیفایده است اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمیگردیم همه چیز با پاکی شروع میشود راه درست زندگی تو همین است اینجا راه صعود به طرف پایین است هیچ راه میان بری وجود ندارد مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی رهاش کن گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور میکند دیگر چیزی علیه ما نیست
استـــان تهــــران و سمنــان
ما یک راه حل داریم که ادعا نمی کنیم برای همه است؛ ولی می دانیم که جوابگوی نیاز ما بوده است. اگر شما فکر می کنید که با ما همدرد هستید و مشکل مشترکی با ما دارید، ما هم دوست داریم که راه حلمان را با شما درمیان بگذاریم.
برگزفته از بخش “سخنی با تازه وارد”
کتـــابـــــ سفـــــید…


وقتی درباره «قاعده سه ثانیهای» که زمانی را که صرف نگاه کردن به تصویری مسموم یا خیالپردازی جنسی را نشان میدهد، شنیدم، یاد همان سه ثانیه افتادم. به نظر برخی، اگر بیش از سه ثانیه به تصویری مسموم نگاه نکنیم، شهوترانی نکردهایم. فکر میکنم طرفداران این شیوه، اعتیاد جنسی را دستکم، معتاد جنسی را درک نکردهاند. نگاه به محرک ربطی به مدت زمان آن ندارد و به نیت ربط دارد. اگر شهوترانی دلیل نگاه کردنم باشد، سه ثانیه برای ذخیرهکردن تصویری مسموم در ذهن بیمار من زیاد است. اگر تسلیم باشم، یعنی اگر تصویری که شهوت کردن حق یا نیاز من است را کنار بگذارم، آن تصویر مسموم هم باشد، به آن اعتنایی نمیکنم.
پروردگارا! هر روز نگرش تسلیمکردن اراده، غرور یا شناخت درباره اوضاعم را به من ارزانی دار. همچنین مرا در پناهگاه امن معتادان جنسی در حال بهبودی قرار ده؛ جایی که میتوانم در آن در خصوص اندیشهها و نیات قلبیام صادق باشم و ناچار نباشم قواعد تازهای برای کنترلکردن شهوت یاد بگیرم.

آرامش رهایی از طوفان نیست. آرامش، آسودگی در دل طوفان است و تنها راه بهره مندی از این آسودگی آن است که از نیازم برای مهار کردن طوفان دست بکشم.
من باور دارم که در زندگی اتفاقات سختی که من قدرت تغییر آنها را ندارم برای اتفاق می افتد؛ اما وقتی که تها هستم تا می توانم می کوشم از واژه “امروز” نه تنها در گفتار، بلکه در اندیشه ها و دعاهایم استاده کنم. باید از این کوشش دست بردارم که بقیه ی زندگی ام را درست کنم؛ زیرا در این کار خوب نیستم. ناچارم فقط برای امروز زندگی کنم.

در مسیر بهبودی، به این باور رسیدیم که پاکی را نمیتوان تنها با کوشش انسانی به دست آورد. ما به یاری خداوند نیازمندیم. هنگامی که نخستین بار وارد برنامه می شویم و برنامه دوازده قدمی را آغاز میکنیم و از خداوند درخواست کمک میکنیم، اکثر ما رسیدن به پاکی را بسیار دشوار می بینیم. به نظر می رسد که از یاری خبری نیست یا کمتر از نیازمان به ما کمک می شود (بعدها در مییابیم که خداوند همواره به ما پیشنهاد کمک میداده!) با این وجود، پس از هر شکست، به اشتباهاتمان اقرار می کنیم، طلب بخشش کرده، خودمان را جمع و جور و از نو تلاش می کنیم. گاهی اوقات خداوند اولین کمکی که به ما میکند توانایی تلاش دوباره است نه خود پاکی.

اعتیادم به رابطهی جنسی و شهوت، ازدواج، خانواده و شغل را از من گرفت. خود را در آپارتمانی کوچک یافتم و تنها همراهم یک سگ بود. مدتی بعد، همان سگ هم مرد. برای خودم احساس تاسف می کردم و از نیروی برترم بسیار عصبانی بودم؛ زیرا با وجود اینکه برنامه را کار می کردم و پاک مانده بودم، نمی خواستم تنها باشم.
به تماس گرفتن، راهنمای دیگران بودن، شرکت در جلسات و “عمل کردن بر مبنای باور” ادامه دادم؛ هرچند عمیقاً احساس می کردم که درد هرگز رهایم نخواهد کرد. آرام آرام نگرشم تغییر کرد و یک روز در سکوت آپارتمان کوچکم دریافتم که می توانم تنها بودن را بپذیرم. اگر هرگز فرصت زندگی کردن با شخص دیگری پیش نیاید، همچنان به کار کردن برنامه ادامه می دهم و برای تداوم پاکی دعا می کنم.

خداوند عاشقی است که از همه چیز آگاه است و از همه چیز مراقبت میکند
همان طور که به شکست معنوی و اخلاقی خود نگاه میاندازیم، از رحمت خداوند شگفتزده میشویم که نه تنها میایستد و نگاه میکند و از همه چیز آگاه است؛ بلکه صبورانه و کریمانه ما را مورد عنایت خویش قرار میدهد تا تمام بیمسئولیتیها و اعمال وحشتناگ ما به نعمههای روحانی تبدیل شود. یقیناً خداوند با معتادان جنسی، همراه است.

کلید اینجاست که ما باید بین رفتار جسمانی و نگرش روحانی که هم زمان برای یک فرد روی می دهد، تفاوت قائل شویم. معتاد جنسی با نگرش های درونی اش زندگی می کند و همه چیز را نمی بیند. او فقط رفتار فیزیکی خود را می بیند و فکر می کند که به خاطر آن است که احساس گناه می کند. این برای او واقعاً گیج کننده است. از این رو آشفتگی، انگیزه درستی است که بخواهیم هر اعتیادی را متوقف کنیم. بیشتر ما زمانی که فقط به خود فعالیت نگاه می کنیم، انگیزه لازم را برای متوقف شدن پیدا نمی کنیم؛ اما دیدن عواقب روحانی و معنوی، می تواند به ما در زودتر تسلیم شدن کمک کند. پس ما باید به آن سوی رفتارهای فیزیکی نگاه کنیم تا ببینیم اعتیاد جنسی واقعاً چه اثراتی داشته است. اما اول، اجازه دهید نگاهی به شهوت بیندازیم؛ چون این مفهوم پلی است بین جنبهی جسمانی و روحانی بیماری اعتیاد جنسی.

ما با بخشیدن پر می شویم، با دادن نانمان به دیگری سیر می شویم و این موضوعی نیست که نتیجه آن را ذخیره کنیم: هر بار فقط یک بخشش.
در تمام مدت، در واقع این، آن چیزی بود که دنبالش می گشتیم، برای رسیدن به آن شهوت کردیم، رابطهی جنسی برقرار کردیم و از دیگران سواستفاده کردیم. با گرفتن از دیگران، ما خودمان را از آنها، خداوند و خودمان جدا کردیم. با بخشیدن (اهدا کردن)، اتحاد حقیقی را با دیگران، خداوند و حتی خود عشق، پیدا کردیم. اما این بخشش بدون سروصدا، یواشکی و از در پشتی وارد زندگی ما شد (غافلگیری با شادی)

بنابراین به مرور متوجه می شویم ما همیشه در معرض وسوسه هستیم و همیشه در مقابل شهوت عاجز و بی قدرتیم.
بالاخره درک خواهیم کرد که تازمانی که نتوانیم از منبعی، قدرت لازم برای غلبه بر شهوت را دریافت کنیم، همچنان درگیر وسوسه خواهیم بود و در مقابل شهوت، احساس ناتوانی خواهیم کرد. با پاک ماندن و کارکرد قدم ها، رفته رفته ترس ما از لغزش از بین می رود و می توانیم امیدوار باشیم که: زمانی افکار اجباری و دائمی شهوت، البته نه وسوسه، از بین خواهد رفت.

مردن در اثر اعتیاد جنسی یا زندگی براساس اصول روحانی انتخاب هر کدام از اینها مشکل به نظر میرسد. اما بررسی شواهدی که نشان میداد ناتوانی من در اداره زندگی در حال نابودکردنم است، سپردن اراده و زندگیام به نیروی برتر را برایم آسانتر ساخت هنگامی که شنیدم نیرویی برتر از من این کار را به خوبی برایم انجام میدهد احساس رهایی کردم و آنگاه تنها کاری که لازم بود انجام بدهم این بود که طبق خواست او عمل کنم. من سپردن اراده و خواستههایم برای ایجاد یک ارتباط و یا ازدواج خلا کشندهای که داشتم، تمایل به ارتباط با دوستپسرهای قدیم و ترسهایم را تمرین کردم به تدریج آموختم که هرچه بیشتر به خدا بسپارم، زندگی آسودهتری خواهم داشت.

ما نیز تاوقتی که به چیزی متصل هستیم و آن را رها نمیکنیم و در تلاش هستیم که با آن بجنگیم و آن را مطیع خود سازیم عادات ما نیز با ما میجنگند و از ما به مراتب قدرتمندتر عمل میکنند و همواره برنده هستند. تنها در یک صورت است که شرایط برای ما آزادی را به ارمغان میآورد و آن درست زمانی است که شاخه را رها میکنیم. گویی پروردگار برای نجات ما تمامی کائنات را مأمور میکند و آنها را با شرایط ما مطابقت میدهد. تنها پذیرش ناتوانی و ضعف در برابر شهوت یا هر نوع دیگر از برونریزی بـه ما کمک نخواهد کرد؛ بلکه گذشتن از حق خود برای انجام برونریزی و رها کردن آن است که آزادی و پاکی را به ارمغان میآورد. ما و آنچه ما را احاطه کردهاست هر دو میدانیم که هیچ اشتباهی رخ نمیدهد. امکان هیچگونه تسلیم ریاکارانهای وجود ندارد. بنابراین باید سپاسگزاری خداوند را به جهت ترک اعتیادمان و تسلیم به جای آوریم. خداوند همیشه با ما همراه بوده و با آغوشی باز در انتظار ما بـه سـر بـردهاست. به جای اینکه از روی ترس و هراس خودمان را هلاک کنیم با تسلیم این اجبار و اضطرار را از بین میبریم.