فقط برای امروز بهبودی ادامه دارد خداوندا مرا وسیله صلح و آشتی قرار ده تنها راه نجات مشیت الهی است ساده است، انجامش بده نخست، مهمترین کار آسان بگیر رها کن و به خداوند بسپار بگذار از من شروع شود زندگی کن و بگذار زندگی کنند فقط برای امروز این نیز بگذرد هر اندازه که ببخشیم به همان اندازه پس میگیرم ما به خانه برگشتیم ما چیزی یافتهایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشتهاست ما باید جزئی از دیگران باشیم معحزه وجود دارد با رها کردن پیروز میشویم من هیچ حق انتخابی نداریم ما همیشه میدانستیم، ولی ... تنها راه حل این است باشد که اراده تو جاری شود، نه اراده من راه حل نصفه و نیمه برای ما بیفایده است اگر به دنبال بهبودی هستیم، دوباره برمیگردیم همه چیز با پاکی شروع میشود راه درست زندگی تو همین است اینجا راه صعود به طرف پایین است هیچ راه میان بری وجود ندارد مشکلی دارم که قادر به حل آن نیستم دیگر مجبور نبودم نقش بازی کنم تسلیم، چه وازه رهایی بخش زیبایی رهاش کن گویی پروردگار برا نجات ما تمام کائنات را مامور میکند دیگر چیزی علیه ما نیست
استـــان تهــــران و سمنــان
ما یک راه حل داریم که ادعا نمی کنیم برای همه است؛ ولی می دانیم که جوابگوی نیاز ما بوده است. اگر شما فکر می کنید که با ما همدرد هستید و مشکل مشترکی با ما دارید، ما هم دوست داریم که راه حلمان را با شما درمیان بگذاریم.
برگزفته از بخش “سخنی با تازه وارد”
کتـــابـــــ سفـــــید…


با بیان چگونگی این نواقص در قدم پنجم، متقاعد شدم که خود به تنهایی قادر به متعادل ساختن این نواقص و بازسازی روابط صدمه دیده نیستم. لازم بود از خداوند درخواست کمک کنم. وقتی قدم های ششم تا نهم را کار کردم این شرایط مهیا شد. در این فرایند با آمادگی کاملی که برای سپردن نواقص پیدا کردم، خداوند شروع به برطرف نمودن آن ها کرد. طی کار کردن قدم ها وقتی مسئولیت اعمالم را پذیرفتم به حقیقت بینی و شادمانی دست یافتم. آموختم که خودم و دیگران را ببخشم، همان گونه که خداوند مرا بخشیده است. از راه تسلیم و خودشناسی به صداقت و فروتنی رسیده ام و فقط برای امروز در مسیر بهبودی به جلو حرکت می کنم. برای امروز فهرستی از نواقص و فضایل اخلاقی ام تهیه می کنم

وقتی همسرم از شهوترانی و ارتباطم با جنس مخالف مطلع شد،گفت یا از این کارها دست بکشم یا از یکدیگر جدا می شویم؛بنابراین در جلسات SA شرکت کردم،نزد روانشناس رفتم و با پیشوای روحانی صحبت کردم؛اما همسرم کماکان ناراحت بود و به ناچار از یکدیگر جدا شدیم. این وضعیتی دردناک برای ما بود اما سبب شد صادقانه و با تمام وجود بخواهم فکری به حال شهوت رانی کنم و برای او همسری با وفا باشم. صادقانه بگویم ،از خداوند به خاطر این ضربه دردناکی که به زندگی ام وارد شد سپاسگزار هستم،زیرا باعث شد راهی جز بهبودی پیش رو نداشته باشم. به طور مرتب در جلسات شرکت کردم،راهنما انتخاب کردم و با صداقتی شدید قدم ها را کار کردم.تأثیرات این روش جدید زندگی سریع و خارقالعاده بود.دیدگاه قدیمی ام نسبت به جنس مخالف به عنوان ابزاری برای شهوت از بیخ و بن دگرگون شد.

راهی مطمئن برای کسب آن پاکی که فراتر از پاکی فیزیکی باشد وجود دارد و آن این است که از انکار بیرون بیاییم و اشتباهاتمان را بپذیریم و قدم های 4 تا 10 را تحت نظارت خداوند در مسیر زندگی مان به کار بگیریم. در این صورت نتیجه ای به دست خواهد آمد، زندگی جدیدی خواهد بود. اگر با خودمان روراست باشیم، بدون رعات کردن این مسئله، بعید استکه حتی بتوانیم پاک بمانیم، اگر چه خیلی از ما تلاش می کنند که بدون توجه به این قدم ها پاک بمانند. هر چه بیشتر به تجربیات دیگران گوش دهیم و به موفقیت هایشان نگاه کنیم، بیشتر و بیشتر به این فرآیند ایمان می آوریم. ما برای دنبال کردن این مسیر به تمایل نیاز داریم، حتی اگر احساس کنیم که این برنامه برای ما نیست. همین که مسیر را ادامه دهیم، تمایل به ادامه مسیر، در ما ایجاد می شود.

هنگام رانندگی در سفرهای روزانه با همسرم، با داستان شخصیتی در کتاب صوتیمان گوش می کردیم که بیش از حد با قربانیانش بی رحم بود. این داستات صوتی احساساتم را به شکل مبهمی پریشان کرد. متوجه شدم که در ذهنم دارم به همسرم می فهمانم که چرا دیگر نباید به این کتاب گوش بدهم. با این حال خوشبختانه به یاد این اصل برنامه افتادم که می گوید: هنگامی که پریشانم، برای یافتن ریشه آن، نخست باید به درون خود بنگرم.”

عمل کردن بر اساس شعار “باز هم در جلسات شرکت کنید”، نگرشها و اصولی را یادآوری می کند که ما را به سوی پیروزی روزافزون رهنمون می سازد. از یک سو یاد می گیریم همواره، حتی هنگامی که احساس می کنیم هوشیار هستیم، نمی توانیم به خودمان اعتماد کنیم و از سوی دیگر هنگامی که سخت تلاش می کنیم، نیازی نیست ناامید شویم؛ چرا که شکستمان بخشیده می شود. تنها واقعیت مرگبار این است که به کمتر از پاکی و بهبودی راستین راضی گردیم. نه پیش از وقوع معجزه و نه پس از آن، میدان را خالی نمی کنیم!

ما به معتادانی تبدیل شدیم: خودارضایی، بیبندوباری جنسی، زنا، روابط همراه با وابستگی و خیال پردازیِ مداوم. ما با چشمانمان شهوترانی می کردیم. ما شهوت را خریدیم، فروختیم، با آن تجارت کردیم و آن را آشکارا انجام دادیم. ما به فریب دادن و نقشه کشیدن، آزار دادن و به نهی شده ها اعتیاد پیدا کرده بودیم. تنها راهی که برای نجات از شهوت می دانستیم، انجام دادن دوباره این کار بود. “خواهش می کنم که با من ارتباط داشته باش و مرا کامل کن!” ما گریه کنان و با آغوش باز از آن استقبال میکردیم، ما برای یک لذت بالاتر شهوترانی می کردیم، ما قدرتمان را به دیگران واگذار می کردیم.
این کار باعث به وجود آمدن احساس گناه، نفرت از خود، پشیمانی، احساس پوچی و درد می شد و ما به درون خودمان رانده میشدیم: دور از واقعیت و دور از عشق، در درون خودمان گم میشدیم.
اعتیاد ما داشتن یک صمیمیت حقیقی را غیرممکن کرده بود. هیچ گاه یکانگی واقعی با دیگران را نمی شناختیم، چون به غیرواقعیتها معتاد شده بودیم. به دنبال یک “کیمیا” بودیم، ارتباطی جادویی که صمیمیت و اتحاد با دیگران را از بین میبرد. خیال پردازی، واقعیت را فاسد کرده بود، شهوت، عشق را کشته بود.
شهوت ابتدا معتاد و سپس عشق را فلج میکند. ما می خواستیم کمبودهای درون خودمان را با برداشتن از وجود دیگران جبران کنیم. بارها و بارها خودمان را فریب دادیم که رابطهی بعدی ما را نجات میدهد؛ اما در حقیقت داشتیم زندگیمان را میباختیم.

از کودکی آموختم که کامل باشم اما هرگز موفق نشدم. تکامل پرستی عاقبت مرا به سمت شهوترانی کشاند. مهمترین درسی که در بهبودی آموختم دست برداشتن از تکامل پرستی بود.
اما حقیقت این است که هنوز بعضی وقت ها می خواهم در کار کردن قدم ها کامل باشم. می خواهم در SA فارغ التحصیل شودم. می خواهم هر کس مرا نمونه کاملی از هشیاری و بهبودی بداند. تفاوت این است که امروز می دانم این نوع افکار از بیماری من است اما تا جایی که این افکار بتواند انگیزه ای در جهت رشد من در بهبودی باشد، اشکالی در کار نیست.
کامل شدن کار من نیست. بهبودی یک فرایند است نه یک محصول یا پیاان. بهبودی سوار شدن بر موج هشیار فکر کردن و حرکت به سوی یک زندگی شاد و سالم است. بهبودی یک فرایند رشد است که تا پایان عمر ادامه دارد.
آیا کامل می شوم؟ خیر. آیا به سوی کمال می روم؟ آری.
تازمانی که با نیروی برتر در ارتباط باشم و با اصول انجمن زندگی کنم در مسیر کمال هستم. این هدف غایی و نهایی من است.
خداوندا، برای امروز غرورم را بگیر و زندگی ام ببخش؛ شکرگزارم.

وقتی درباره «قاعده سه ثانیهای» که زمانی را که صرف نگاه کردن به تصویری مسموم یا خیالپردازی جنسی را نشان میدهد، شنیدم، یاد همان سه ثانیه افتادم. به نظر برخی، اگر بیش از سه ثانیه به تصویری مسموم نگاه نکنیم، شهوترانی نکردهایم. فکر میکنم طرفداران این شیوه، اعتیاد جنسی را دستکم، معتاد جنسی را درک نکردهاند. نگاه به محرک ربطی به مدت زمان آن ندارد و به نیت ربط دارد. اگر شهوترانی دلیل نگاه کردنم باشد، سه ثانیه برای ذخیرهکردن تصویری مسموم در ذهن بیمار من زیاد است. اگر تسلیم باشم، یعنی اگر تصویری که شهوت کردن حق یا نیاز من است را کنار بگذارم، آن تصویر مسموم هم باشد، به آن اعتنایی نمیکنم.
پروردگارا! هر روز نگرش تسلیمکردن اراده، غرور یا شناخت درباره اوضاعم را به من ارزانی دار. همچنین مرا در پناهگاه امن معتادان جنسی در حال بهبودی قرار ده؛ جایی که میتوانم در آن در خصوص اندیشهها و نیات قلبیام صادق باشم و ناچار نباشم قواعد تازهای برای کنترلکردن شهوت یاد بگیرم.

آرامش رهایی از طوفان نیست. آرامش، آسودگی در دل طوفان است و تنها راه بهره مندی از این آسودگی آن است که از نیازم برای مهار کردن طوفان دست بکشم.
من باور دارم که در زندگی اتفاقات سختی که من قدرت تغییر آنها را ندارم برای اتفاق می افتد؛ اما وقتی که تها هستم تا می توانم می کوشم از واژه “امروز” نه تنها در گفتار، بلکه در اندیشه ها و دعاهایم استاده کنم. باید از این کوشش دست بردارم که بقیه ی زندگی ام را درست کنم؛ زیرا در این کار خوب نیستم. ناچارم فقط برای امروز زندگی کنم.

در مسیر بهبودی، به این باور رسیدیم که پاکی را نمیتوان تنها با کوشش انسانی به دست آورد. ما به یاری خداوند نیازمندیم. هنگامی که نخستین بار وارد برنامه می شویم و برنامه دوازده قدمی را آغاز میکنیم و از خداوند درخواست کمک میکنیم، اکثر ما رسیدن به پاکی را بسیار دشوار می بینیم. به نظر می رسد که از یاری خبری نیست یا کمتر از نیازمان به ما کمک می شود (بعدها در مییابیم که خداوند همواره به ما پیشنهاد کمک میداده!) با این وجود، پس از هر شکست، به اشتباهاتمان اقرار می کنیم، طلب بخشش کرده، خودمان را جمع و جور و از نو تلاش می کنیم. گاهی اوقات خداوند اولین کمکی که به ما میکند توانایی تلاش دوباره است نه خود پاکی.